دکتر زاکانی، نماینده محترم مجلس شورای اسلامی در مناظره تلویزیونی برنامه رو به فردا شبکه 3 با جواد اطاعت به نکته قابل تأمل اشاره کرد. زاکانی به نقل از هاشمی رفسنجانی به بخش هایی از صحبت های میرحسین موسوی در ملاقات با ایشان اشاره کرد. این نماینده مجلس گفت: «به اتفاق چند نفر از دیگر نمایندگان مجلس در قالب کمیته ای با موسوی ملاقات کردیم و از دلایل ایشان برای ابطال انتخابات سوال شد و ایشان هیچ دلیلی ارائه نکرد. سپس با آقای هاشمی رفسنجانی ملاقات کردیم و ایشان اشاره کردند به ملاقات آقایان خاتمی، موسوی و سیدحسن خمینی در ظهر روز شنبه 23 خرداد 1388 با وی و اینکه در این جلسه موسوی کف خواسته های خود را ابطال انتخابات اعلام کرده است.» هر چند زاکانی پیش از این نیز به این ملاقات اشاره کرده بود، لکن برای روشن شدن بسیاری از مسائل باید روی آن تأمل فراوان داشت. در تمامی مناظره هایی که تاکنون در سیمای جمهوری اسلامی انجام شده، هیچ یک از افراد منتسب به جبهه دوم خرداد مانند کواکبیان و جواد اطاعت ضمن پذیرش تلویحی سلامت انتخابات و رد اتهام تقلب، به این سوال پاسخ نداده اند که اگر انتخابات سالم بود و در آن تقلب صورت نگرفته، موسوی و حامیان وی با چه اهدافی این اتهام را به نظام اسلامی زدند. آقایان در مناظره ها، نوشته ها، مصاحبه ها و سخنرانی ها دائماً می گویند نظام اجازه راهپیمایی نداد، حاکمیت مردم را سرکوب کرد و...، اما حاضر نیستند اعتراف بکنند که همه این مسائل بعد از انتخابات، ریشه اش در ادعای واهی تقلبی بود که موسوی از آن دم زد.
اگر این تقلب ادعایی بخشی از یک سناریو بوده که هست، آن سناریو چه اهداف کلانی را دنبال می کرد. آیا با دقت و تأمل در جمله نقل شده از آقای هاشمی رفسنجانی که گفته، ابطال انتخابات کف خواسته های موسوی می باشد، به این نتیجه نمی رسیم که موضوع ادعای واهی تقلب و اصرار بر ابطال انتخابات، بخشی از یک سناریوی از پیش طراحی شده برای رسیدن به اهداف خاص و خارج از چارچوب قانون می باشد؟ آن سناریو چیست و اهداف آن کدام است؟
این همان سوال اصلی است که هیچ یک از حامیان موسوی در شرایط کنونی که مردم هوشیار شده اند، حاضر به جواب دادن آن نمی باشند. به همین دلیل در مناظره ها به جای باز کردن این موضوع که ریشه همه مشکلات و حوادث پس از انتخابات بود، به سراغ مسائل گوناگون و پراکنده از قبیل رد صلاحیت های مجلس ششم، طرح تثبیت قیمت ها، گرانی و تورم، طرح تحول اقتصادی و... می روند. البته هر یک از این موضوعات مهم است و خوب است صدا و سیما در مورد هر یک از آنها مناظره هایی را بین کارشناسان و صاحبان دیدگاه ها و سلایق گوناگون ترتیب دهد. لکن وقتی این مناظره ها به دنبال آسیب شناسی حوادث اخیر می باشد برای پیدا کردن راه حل هایی برای فردا، بدیهی است که باید به این سوال اصلی پاسخ داد که چرا موسوی با دروغ بزرگ و ادعای تقلب هوادارانش را برای ابطال انتخابات به خیابان ها آورد؟ فراخوانی که بستر را فراهم ساخت برای تمامی معاندان و مخالفان نظام که بتوانند از ملت ایران به خاطر استقلال خواهی و عزت خواهی و تأکید بر اسلام ناب محمدی (ص)، انتقام بگیرند.
عجیب است که آقایان به جای پاسخ به این سوال و محکوم کردن موسوی و تمامی کسانی که در این ادعا با وی همراه شدند، مرتب می گویند چرا اجازه راهپیمایی ندادند؟ چرا با خشونت برخورد کردند؟ چرا افرادی را دستگیر و بازداشت کردند؟ و چراهای دیگر. اگر اتهام تقلب که یک دروغ بزرگ و جرم بزرگ بود که هست، بخشی از یک سناریوی کلان باشد، آیا اتهام راهپیمایی و برگزاری تجمعات برای فشار آوردن روی نظام جهت ابطال انتخابات نمی تواند بخش دیگری از همان سناریو باشد؟
اگر ادعای تقلب یک توطئه بود که هست، به طور قطع برگزاری راهپیمایی و تجمعات نیز بخش دیگری از این توطئه است. اگر حاکمیت هوشیار باشد و برای حفظ استقلال، تمامیت ارضی، تأمین منافع و امنیت ملی جلوی این توطئه ها را بگیرد، آیا مّر قانون عمل کرده یا به زعم آقایان در اجرای اصول قانون اساسی کوتاهی کرده است؟ موقعی که برای پیاده سازی همین نقشه شیطانی عوامل مزدور و سرسپرده به آتش زدن بانک ها، اتوبوس ها و تخریب اموال عمومی روی می آورند، وظیفه قانون و پلیس چیست؟ اگر آنها اعمال قانون کردند باید اسم آن را بگذاریم سرکوب مردم؟ یا از نیروهای انتظامی به خاطر برقراری امنیت تشکر بنماییم؟ همه این سوالات را باید با نگاه به آن سناریوی کلان پاسخ داد که ابطال انتخابات کف خواسته هایش بود. |